الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)

83

التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)

متعبد بودن به لفظ آن ، در كنار تعبد به عمل به مفهوم آن است . از ديگر سوى ، قرآن دليل اعجاز است ، از اين رو هيچ كس ، نه جبرئيل و نه غير او ، توان جايگزين آوردن براى الفاظ قرآن را ندارد . هم‌چنين درون هر حرف از قرآن ، اهدافى بىشمار نهفته است ؛ آن‌سان كه هيچ كس نمىتواند جايگزينى بياورد كه اهداف ياد شده را در بر داشته باشد . » « 1 » زرقانى مىگويد : « برخى از مردم با خيال واهى خود ، چنين پنداشته‌اند كه جبرئيل معانى قرآن را بر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرود مىآورد و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آنها را به زبان عربى بيان مىكرد . گروهى ديگر نيز پنداشته‌اند كه لفظ قرآن ، از جبرئيل است و خداوند فقط معنا را به او وحى مىكرد . اين دو نظريه ، بى اساس و گناه آلود و نيز در تعارض با صريح كتاب و سنت و اجماع است و حتى ارزش مركبى را كه بدان نوشته مىشود ، ندارد . به عقيدهء من ، اين گونه پندارها ، توطئه‌اى عليه مسلمانان مىباشد كه مخفيانه ، به كتاب‌هاى آنان وارد كرده‌اند ؛ و گرنه چگونه ممكن است قرآن را معجزه دانست ؛ در حالى كه لفظ آن ، از محمد يا جبرئيل باشد ؟ نيز چگونه نسبت دادن آن به خداوند صحيح مىباشد ؛ در حالى كه لفظ آن از خداوند نيست ؟ » « 2 » آياتى كه طرفدار اين نظريه بدان استناد كرده است ، بيشتر بر خلاف مطلوب او دلالت دارد ! زيرا مراد از قلب در اين آيات ، شخصيت باطنى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم است كه شايستگى دريافت وحى را از سوى خداوند دارد . مراد از قلب ، اين عضو صنوبرى شكل پنهان در قفسهء سينه نيست ؛ چه ، دستگاه‌هاى ادراكى ما براى چنين دريافت‌هايى از وراى جهان ماده ، ساخته نشده‌اند ، بلكه در چار چوبى محدود كار مىكنند . اين محدوديت در جهان ماده ، نظير امواج بى سيم است كه دستگاه‌هاى خاصى آن را از مكانى دور به صورت لفظ و حتى تصوير شكل و رنگ دريافت مىكنند ؛ امواجى كه نمىتوان آن را با حواس ظاهرى معمولى دريافت كرد .

--> ( 1 ) . الاتقان ، ج 1 ، ص 127 و 128 . ( 2 ) . مناهل العرفان ، ج 1 ، ص 49 .